
گلسر پایهگذار رویکرد «واقعیت درمانی» است. وی با تکمیل و گسترش این رویکرد، «تئوری انتخاب» را ارائه کرد. تئوری انتخاب یک تئوری مبتنی بر روانشناسی کنترل درونی است که معتقد است گذشتهها بر زندگی کنونی ما اثر شگرفی داشته است ولی تعیین کنندة رفتار کنونی ما نیست. میزان مسئولیت پذیری و به رسمیت شناختن و احترام به واقعیت موجود و شیوه ای که برای ارضای نیازهایمان – با توجه به دو عامل پیشین- انتخاب می کنیم است که رفتار کنونی ما را تعیین میکند.
گلسر کاربستهای تئوری انتخاب را در کلاس درس و مدرسه آزمود و مدارس کیفی را تأسیس کرد. مدارس کیفی در فراهم ساختن محیط آموزشی شاد و پویا که در آن معلمان و دانشآموزان با هم رابطة رضایتمندی دارند و هر دو از انجام کار کیفی لذت میبرند و احساس ارزشمندی میکنند، برای گلسر توفیقی آموزشی و تربیتی محسوب میشود.
گلسر این کتاب را برای فراهم ساختن چارچوب نظری برای معلمان و برنامهریزان مدارس نوشته است. وی هدف از نوشتن این کتاب ارائة یک چارچوب راهنما برای چگونگی مدیریت دانشآموزان است تا با آنها بهگونهای رفتار شود که بیشترشان بتوانند و بخواهند در کلاس کاری کیفی انجام دهند. باید بپذیریم که غیر از «کار کیفی» هیچ چیز دیگری نمیتواند به مشکلات ما در مدارس پایان دهد.
گلسر بر این باور است که: «نوجوانانی که در مدارس کیفی تحصیل میکنند، درگیر رفتارهای خودتخریبگر نخواهند شد و سرمایة جامعة خود محسوب میشوند.
این کتاب در یازده فصل نوشته شده است که عبارتاند از:
فصل اول: آموزش کیفی، تنها راهحل مشکلات ما در مدارس
فصل دوم: آموزش مؤثر شاید سختترین شغل جهان باشد
فصل سوم: از مدیرکل آموزشوپرورش گرفته تا معلم، نیازمند «مدیریت راهبرانه» بدون زور و اجبار هستیم
فصل چهارم: تئوری انتخاب و انگیزش
فصل پنج: دنیای مطلوب
فصل ششم: ما چگونه رفتار میکنیم؟
فصل هفتم: تکلیف کیفی
فصل هشتم: نمره و دیگر اصول اولیه یک مدرسه کیفی
فصل نهم: ایجاد محیط کار دوستانه
فصل دهم: برخورد با مشکلات انضباطی
فصل یازدهم: ایجاد مدرسة کیفی