
چکیده
«کدام راهبرد تدریس تأثیرگذارتر است؟». این یک پرسش جدی است، راهبردهای متفاوت تدریس به مراحل متفاوتی از فرایند یادگیری کمک می کنند. بنابراین اگر قرار است آموزشی اتفاق بیفتد که تثبیت شود، سؤال این نیست که چه باید کرد، بلکه سؤال این است که چرا و چه موقع باید آن را انجام داد. پاسخ به این سؤال با این درک روشن شروع می شود که چگونه مغز، اطلاعات جدید را به حافظة بلند مدت منتقل میکند.
یافتههای پژوهشی نشان میدهند که کدام راهبردهای آموزش آزموده شده میتوانند بیشترین اثربخشی را داشته باشند.
راهبردهای متفاوت تدریس
- در حافظة کوتاه مدت، احساس را فرا بخوانید
از آنجاکه حسهای ما مدام بهوسیلة محرکها سؤال پیچ میشوند، ذهن ما با تکیه بر سلسله مراتب درصدد تصفیة بخش اعظم برمیآید و تجربیاتی که یادگیری جدیدی را بدون محتوای احساسی ارائه میکنند، احتمال کمتری برای تصفیه شدن و رفتن به ثبت حسی ما دارند (سوزا، 2011).
چنین سلسله مراتبی حاکی از آن است که قبل از اینکه یادگیری بیشتری رخ دهد، دانشآموزان باید احساس امنیت کنند و از لحاظ احساسی درگیر شوند. بهعلاوه لازم است، از طریق آنچه که اکثر معلمان بهطور شهودی میدانند، مورد حمایت قرار گیرند؛ یعنی روابط مثبت با معلمان در موفقیت دانشآموز اصلی مهم است (گودوین وهابل ،2013).
- در حافظة کاری، بار شناختی را کنترل کنید
وقتی توجه دانشآموزان را به مطلب درسی جلب شود، باید به آنها کمک کنیم اطلاعات را به حافظة کاری خود منتقل کنند. پژوهشگران دریافتهاند که وقتی اطلاعات فقط بهطور شفاهی ارائه میشود، ما تنها 10 درصد آن را در سه روز بعد بهخاطر میآوریم. در حالیکه وقتی اطلاعات همراه با تصویری ذهنی ارائه شوند، 65 درصد آن را به یاد میآوریم (مدینا، 2008).
- تمرین را در حافظة بلند مدت بگنجانید
انتقال دانش مورد نظر از حافظة کوتاهمدت به حافظة به عوامل گوناگونی وابسته است. در وهلة نخست، شروع آن به میزان معنیداری آن دانش برای خود فرد بستگی دارد. این معنیداری با مرتبط کردن دانش جدید به تجربة فرد به دست می آید (سوزا، 2011).
اهمیت انجام بهموقع فعالیتهای کلاسی
فنون گوناگون تدریس نیز اهداف متفاوتی را در چرخة یادگیری ارائه میدهند. معلمان مجرب نه تنها میدانند که چه باید بکنند، بلکه میدانند چه وقت و چرا آن را انجام دهند. با این دانش تخصصی، آنها مانند مربیان خصوصی میتوانند در خدمت یادگیری دانشآموزان باشند.
ارسال نظر